خرید بک لینک

امروز صبح ... صبح خیلی زود دلتنگت بودم

تو که معنای دلتنگی را نمیدانستی

تو که عاشق نبودی تو که مرا دوست نداشتی

تو نمیدانستی حتی بعد سالهای سال یادت با من چه میکند

نمیدانستی غمت با من چه میکند

نمیدانی نگاه عاشقانه عاشقان با من چه میکند

دلم هوای خیابانی را داشت که تو را دیدم

نه خیابانی که تو رفتی ....

چرا رفتی ؟

چرا مرا تنها گذاشتی ؟

یک فنجان چای یا حتی یک قهوه تلخ

با من نخوردی

چقدر تلخ بودم من !

وقتی باران میبارد چشمهایت هم میاید پایین

چشمهایت را دوست میداشتم

عاشق چشمهای سیاهت بودم

آرزویم بود که فقط یکبار عاشقانه مرا بنگری

عشق که جبر نبود دوستم نداشتی ...

در این دنیا زیادند آدمهایی که به آرزویشان نرسیده اند

خون من که رنگین تر نیست

من نیز سالها از تو دور ماندم دوستت داشتم عاشق بودم و این عشق همیشه

در تمام سلولهای من بود

دلم برایت تنگ بود صبح خیلی زود

صبح خروس خوان

می اندیشیدم این آرزوهای بر باد رفته کجا میرود !

راستی تو خوشبختی ؟

Image result for u202bنامهu202c

نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 12:9 توسط سمیرا |

برچسب: نویسنده: آریا حبیبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 12:37

صفحه بندی