نیمه - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:23
ما آدمیان نیمه گمشده آدمی دیگریم !!! نیمه ای از من رام میشود با زمان آرام ، پری وارxa0 سکوت را بر میگزیند و عبور میکند از زمان پری گونهxa0 نیمه ای دیگر مانند شاپرکی غمگین در کنج دیواری پنهان میشود و قهر دنیا را مینگرد وxa0 کنج عزلت را ... نیمه ای از من عاشقانه طی میکند مسیری از بودن را پری وار ، پری...
حواس پنج گانه من - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:23
کران تا کران زاویه های وجودم را گاهی فرا میگیری ...می آیی ، می نشینی کنارم ،نگاهم میکنی ، نمی گویی ................... سالهاست کلامی نمی گویی فقط نگاهم میکنی هیچگاه نگفتی xa0.... اما بگذار من بگویم اگر کمی حتی خیلی کم دوستم داشتی xa0روزگارانم رنگ دیگری به خود میگرفت افسوس سالهاست یادت میاید، xa0کنار...
قلب تیر خورده !!! - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 12:37
قلب تیر خورده !!! سرزمین سبزی بود که آسمانش خاکستری بود و بارانی .... شیشه را ها میکردم xa0بخار میگرفت روی بخار شیشه یک قلب می کشیدم با یک تیر که از وسط xa0قلب قرمزی گذشته .... چقدر تعیبر و تفسیر عشق در روزهای کودکی ساده بود ! یک شیشه xa0و یک های بلند و یک قلب تیر خورده ....xa0 xa0 xa0 نوشته شده در ...
شب - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 12:37
میشود به شب دو گونه نگریست : تصور ابریشم مخمل گونه ای که رویش را با پولک های ستاره گونه تزیین کرده اند xa0یاxa0 تصورسیاهی وهم آلودی را خفاشهای خونخواره تیره گی هایش را می خراشند !!! آنچه مهم است نحوه تصور و نگریستن به شب است xa0 نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ساعت 11:50 توسط سمیرا |
نمیتوانست - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 12:37
هنوز دوستش داشت نمتوانست آزارش بدهد نمیتوانست دلش را بشکند نمیتوانست اشکهایش را ببیند نمیتوانست نمیتوانست نمیتوانست حس درونیش را بکشد نمیتوانست با روزگار کنار بیاید نمیتوانست باید نباید های زندگی را نادیده بگیرد نمیتوانستxa0 اکنونش را فدای دیروزش کند دیروزی که زخمی شده بود زخمی عمیق داشت نه بر پیشان...
حس خوب - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 12:37
حس خوب بعضی شهر ها حس خوبی دارند بعضی کوچه ها حس خوبی دارند بعضی گلها xa0بعضی آهنگها ، بعضی خاطرات ، بعضی تصاویر ، بعضی نامها و .... بعضی آدمها حس خوبی دارند شاید سالهای سال کنارت نباشند همه اینها شاید سالهای سال دور مانده باشند اما xa0حتی یک لحظه یاد آوریشان حالت را خوب کند ... سعی کنیم کوچه های خو...
نامه دلتنگی - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 12:37
امروز صبح ... صبح خیلی زود دلتنگت بودم تو که معنای دلتنگی را نمیدانستی تو که عاشق نبودیxa0 تو که مرا دوست نداشتی تو نمیدانستی حتی بعد سالهای سال یادت با من چه میکند نمیدانستی غمت با من چه میکند نمیدانی نگاه عاشقانه عاشقان با من چه میکند دلم هوای خیابانی را داشت که تو را دیدم نه خیابانی که تو رفتی .....
دلتنگتم بسیار .... - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 12:37
خیلی وقت است نه به خوابم میایی نه در رویاهایمxa0 خیلی وقت است هیچ صدایی از تو نیست حتی در خوابهایمxa0 دلم برایت تنگ استxa0 میدانم نمیاییxa0 میدانم هیچگاه تو را نخواهم دیدxa0 میدانم درد عمیق دوست نداشتنت همیشه بر دل من سنگینی میکندxa0 میدانم دوستم نداشتیxa0 میدانم دوستم نداریxa0 میدانم هیچگاه دوستم ن...
چرا رفتی ؟ - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 12:37
امروز یاد بازیهای دوره بچگیم افتاده بودم قایم موشک بازی ، چقدر این بازی رو دوست داشتم بخصوص وقتی پیدا نمیشدم ... امروز دلم خواست لابه لای بهار گم شم ! لابه لای گل های پامچال پشت شکوفه های بچگی ، دلم خواست بالا بلندی بازی کنم یا استپ رنگی ، بگم رنگ قرمز و بگردم دنبال رنگ قرمز اینقدر بگردم تا پیداش کن
سلام - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 12:37
یه وقتایی فکر میکنم چرا حتی حاضر نمیشی سلامم رو جواب بدی ! یه وقتایی به آدمهایی فکر میکنم که یه حس دو طرفه رو تجربه کردن یه سلام عمیق و پر عشقxa0 یه وقتایی دلم برای خودم خیلی میسوزه من اشتباهی عاشق شدمxa0 اشتباهیxa0 اشتباهی سالها در خودم پنهان کردم پنهان شدمxa0 یک حس بود یک حس بدو لطیف که درگیرم کرد...
آرزوهایم - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 12:37
پرده را به کناری زدم باد سردی بود .... واپسین سلولهای دلم را لرزاندxa0 اندیشیدم این باد سرد سهمگین حاصل جمع آرزوهای بر باد رفته استxa0 که در پهنه آ سمان دلبری میکند .. گاهی به آسمان نگاه کنxa0 آن باد سرد نسیم نیستxa0 آرزوهای برباد رفته عاشقی ست که در سلولهای آدمها می پیچدxa0 چه باد سرد کشنده ستیز گر...